سمفونیِ سپیدِ تاریخ و طبیعت در قلبِ تیران و کرون؛ «قمیشلو» در خوابِ زمستانی آرام گرفت

جلوه‌گریِ معماریِ قاجاری در قابِ برف و سکوت رسانه مردمی ورپشت – زمستان، تنها فصلِ سرما نیست؛ فصلِ سکوت و تماشاست. آنگاه که دانه‌های سپیدِ برف بر دوشِ دیوارهای کاهگلی و آجری می‌نشینند، تاریخ جانی دوباره می‌گیرد. بارش‌های اخیر، پهنه‌ی وسیعِ «پارک ملی و پناهگاه حیات وحش قمیشلو» را به تابلویی بی‌بدیل تبدیل کرده است […]

جلوه‌گریِ معماریِ قاجاری در قابِ برف و سکوت

رسانه مردمی ورپشت – زمستان، تنها فصلِ سرما نیست؛ فصلِ سکوت و تماشاست. آنگاه که دانه‌های سپیدِ برف بر دوشِ دیوارهای کاهگلی و آجری می‌نشینند، تاریخ جانی دوباره می‌گیرد. بارش‌های اخیر، پهنه‌ی وسیعِ «پارک ملی و پناهگاه حیات وحش قمیشلو» را به تابلویی بی‌بدیل تبدیل کرده است که در مرکز آن، «قلعه تاریخی ظل‌السلطان» همچون نگینی در میان حریرِ سفیدِ دشت می‌درخشد.

به گزارش واحد خبر رسانه و به روایتِ لنز دوربینِ هنرمند گرامی «مهدی لطفی» (خبرگزاری فارس)، حال و هوای این روزهای قمیشلو، تلفیقی از ابهتِ کوهستان و ظرافتِ معماری است.

روایتِ دشت؛ از دروازه‌ی زرد تا افق‌هایِ بی‌نهایت

وقتی به ورودی این زیستگاهِ ارزشمند نزدیک می‌شویم، تابلویِ زردرنگِ ورودی پارک ملی، تنها نقطه‌ی رنگی در میانِ دریایی از سفیدی است. برف، تمامِ پستی و بلندی‌های دشت را یکدست کرده و ردپایِ حیات‌وحش بر روی این بومِ سفید، تنها نشانه‌ی جنب‌وجوش در این سکوتِ محض است. در پس‌زمینه، کوهستان‌های سر به فلک کشیده که حالا جامه‌ای تمام‌قد از برف بر تن کرده‌اند، با صلابتِ تمام از این گنجینه‌ی طبیعی محافظت می‌کنند. منظره‌ای که از فرازِ دیوارهای نیمه‌ویران و کاهگلیِ بخش‌های بیرونی قلعه دیده می‌شود، ترکیبی است از دیوارهای خشتی که زیرِ بارِ برف خم نشده‌اند و دشتی که تا بی‌نهایت ادامه دارد.

رقصِ نور و آجر در قلعه‌ی قاجاری

با ورود به محوطه‌ی اصلی قلعه، تضادِ رنگ‌ها چشم‌نوازی می‌کند. آسمانِ آبیِ سیر و بدونِ لکه‌ی ابر، چنان شفاف است که گویی می‌توان آن را لمس کرد. در زیرِ این سقفِ لاجوردی، برج‌های استوانه‌ای و آجری قلعه خودنمایی می‌کنند. تزئیناتِ هندسی و لوزی‌شکلِ روی بدنه‌ی آجریِ برج‌ها، حالا با نشستنِ برف در درزها و شکاف‌ها، برجسته‌تر از همیشه به نظر می‌رسند و نورِ خورشید، سایه‌روشن‌های دقیقی را بر پیکرِ این بنای تاریخی ترسیم کرده است.

سکوتِ شاهانه در اندرونی

در حیاط مرکزی، عمارتی دو طبقه با آن معماریِ متقارن و پنجره‌های هلالی‌شکل، یادگارِ روزگارانِ گذشته است. حوضِ میانی حیاط و باغچه‌های اطرافش، اکنون در خوابی عمیق زیرِ لایه‌ای ضخیم از برف فرو رفته‌اند و رواق‌ها و ستون‌هایِ طبقه همکف، در سکوتی سنگین، نظاره‌گرِ این زیبایی هستند.

اما شاید شاعرانه‌ترین قاب، نگاهی است از درون به بیرون؛ آنجا که از میانِ ستون‌هایِ گچ‌بری شده و مارپیچِ ایوان – که گذرِ زمان گردِ پیری بر رخسارشان نشانده – به بیرون می‌نگریم. این ستون‌هایِ ظریف، همچون قابی سنگی، منظره‌ی حیاطِ برفی و کوهستانِ دوردست را در آغوش گرفته‌اند؛ گویی تاریخ از پشتِ این ستون‌ها، به ابدیتِ طبیعت خیره شده است.

پایانِ سخن؛ میراثی برای فردا

این تصاویرِ رویایی، یادآورِ مسئولیتِ سنگینِ ما در قبالِ این میراثِ دوگانه (طبیعی و تاریخی) است. قمیشلو، با آن قلعه‌ی پرماجرا و طبیعتِ بکرش، سرمایه‌ای است که باید برای نسل‌های آینده، همین‌قدر پاک و باشکوه باقی بماند.